[قید]

ab sofort

/ap zoːfɔʁt/
غیرقابل مقایسه

1 از همین حالا (به بعد) از حالا به بعد

  • 1.Das neue Gesetz ist ab sofort wirksam.
    1 . قانون جدید از همین حالا اجرایی است.
  • 2.Du bist aus dem Handy-Business raus, ab sofort.
    2 . تو از تجارت موبایل بیرونی، از همین حالا.
  • 3.Ich gebe ab sofort die Befehle.
    3 . از حالا به بعد من فرمانده شما هستم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان