[عبارت]

eine lahme Ente sein

/aɪnə laːmə ɛntə zaɪn/

1 آهسته بودن

  • 1.die Europäische Kommission ist eine lahme Ente im überfälligen Versuch.
    1 . کمیسیون اروپا در کارهای عقب افتاده بسیار ضعیف است.
توضیحاتی در رابطه با این عبارت
معنی تحت‌اللفظی این عبارت "اردکی لنگ بودن" است که یکی از کنایه‌های آن "آهسته بودن" است.

2 بی حوصله بودن سرد مزاج بودن

  • 1.Er ist eine lahme Ente. Und ich habe keine Lust auf einen langweiligen Abend.
    1 . او بی حوصله است و من حوصله یک بعد از ظهر کسل کننده را ندارم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان