[عبارت]

about to do something

/əˈbaʊt tu du ˈsʌmθɪŋ/

1 قصد انجام کاری را داشتن در حال انجام کاری بودن

  • 1. We were just about to leave when Jerry arrived.
    1 . ما داشتیم می‌رفتیم که "جری" رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان