[عبارت]

above all

/əˈbʌv ɔl/

1 از همه بیشتر از همه مهم تر

مترادف و متضاد before everything most importantly most of all
  • 1. Above all, I'd like to thank my family.
    1 . از همه مهم تر، میخواستم از خانواده ام تشکر کنم.
  • 2. He is known above all for his movies.
    2 . او از همه بیشتر به خاطر فیلم هایش معروف است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان