[عبارت]

after all

/ˈæftər ɔl/

1 به هر حال در هر صورت، با این وجود، در نهایت

  • 1.After all, they never come home for Christmas.
    1. در هر صورت، آنها (هرگز) برای کریسمس به خانه نمی‌آیند.
  • 2.I was worried about the test, but it wasn’t difficult after all.
    2. من نگران امتحان بودم، اما به هر حال [در نهایت] سخت نبود.

2 هر چه باشد بالاخره

  • 1.She doesn’t understand. After all, she’s only two.
    1. او نمی‌فهمد. هر چه باشد، او فقط دو سال دارد [دو ساله است].
  • 2.So you made it after all!
    2. پس بالاخره توانستی بیایی!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان