[اسم]

birth control

/bɜrθ kənˈtroʊl/
غیرقابل شمارش

1 پیشگیری از بارداری ضدبارداری

معادل ها در دیکشنری فارسی: جلوگیری از بارداری کنترل موالید
  • 1.She started using a new type of birth control pill.
    1. او استفاده از نوع جدیدی از قرص ضدبارداری را شروع کرد.
Methods of birth control
روش‌های پیشگیری از بارداری
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان