[قید]

every year

/ˈɛvəri jɪr/
غیرقابل مقایسه

1 هر سال

معادل ها در دیکشنری فارسی: هر ساله
  • 1.I go to vacation every year.
    1. من هر سال به تعطیلات می‌روم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان