[عبارت]

going to

/ˈgoʊɪŋ tu/

1 قصد (انجام کاری را) داشتن تصمیم داشتن، [عبارت آینده ساز]

  • 1. I’m going to throw out the milk if nobody’s going to drink it.
    1 . من این شیر را دور خواهم ریخت، اگر کسی آن را ننوشد [اگر کسی قرار نیست این شیر را بنوشد، آن را دور خواهم ریخت].
  • 2. It’s going to rain.
    2 . باران خواهد آمد.
  • 3. Joe’s going to cook dinner tonight.
    3 . «جو» قصد دارد امشب شام بپزد [درست کند].
توضیحاتی در رابطه با going to
going to یک عبارت است که قبل از آن افعال توبی (am/is/are) آمده و در مفهوم اول اشاره دارد به "قصد (انجام کاری را) داشتن" و "تصمیم داشتن". یعنی بیانگر قصد یا تصمیم یک فرد برای انجام کاری است. در مفهوم دوم یک عبارت آینده ساز است (خواهم، خواهی، خواهد و ...)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان