[قید]

just about

/ʤʌst əˈbaʊt/
غیرقابل مقایسه

1 تقریبا کم و بیش

  • 1. "Can you see the stage?" "Yes, just about."
    1 . "می توانی صحنه را ببینی؟" "بله، کم و بیش".
  • 2. I’ve met just about everyone.
    2 . تقریبا با همه ملاقات کرده‌ام [تقریبا همه را دیده‌ام].
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان