[فعل]

to lead to

/lid tu/
فعل گذرا
[گذشته: lead to] [گذشته: lead to] [گذشته کامل: lead to]

1 منجر شدن سبب شدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: سبب شدن منجر شدن
  • 1.Reducing speed limits should lead to fewer deaths on the roads.
    1. کاهش سرعت مجاز باید منجر به مرگ‌ومیر کمتری در جاده‌ها شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان