[فعل]

to look up

/lʊk ʌp/
فعل ناگذر
[گذشته: looked up] [گذشته کامل: looked up]

1 به بالا نگاه کردن

  • 1. She looked up and saw a beautiful bird.
    1 . او به بالا نگاه کرد و پرنده‌ای زیبا را دید.

2 جستجو کردن به‌دنبال (چیزی) گشتن

to look something up
به‌دنبال چیزی گشتن
  • Look it up in a dictionary.
    در واژه‌نامه جست‌و‌جویش کن. [به‌دنبالش بگرد]

3 بهبود یافتن بهتر شدن

مترادف و متضاد improve
  • 1. Now the summer’s here things are looking up!
    1 . حالا که تابستان شده اوضاع بهتر می‌شود.
  • 2. Our financial situation is looking up.
    2 . وضعیت مالی ما دارد بهتر می‌شود.

4 سر زدن به دیدن کسی رفتن

to look somebody up
به کسی سر زدن
  • Do look me up the next time you're in London.
    دفعه بعدی که در لندن هستی [دفعه بعدی که به لندن آمدی]، حتماً به من سر بزن.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان