[عبارت]

on a shoestring

/ɑn ə ˈʃuˌstrɪŋ/

1 با حداقل بودجه ممکن با بودجه خیلی کم

  • 1.He started his business on a shoestring, but now he is very successful.
    1. او کسب و کارش را با حداقل بودجه ممکن شروع کرد، اما حالا فرد بسیار موفقی است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان