[عبارت]

on account of

/ɑn əˈkaʊnt ʌv/

1 به‌خاطر به‌دلیل

معادل ها در دیکشنری فارسی: بابت
مترادف و متضاد because of
  • 1.Our school was closed on account of bad weather.
    1. مدرسه ما به‌خاطر هوای نامساعد (موقتاً) بسته شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان