[عبارت]

only just

/ˈoʊnli ʤʌst/

1 تازه همین الان درست همین لحظه

  • 1. We've only just arrived.
    1 . ما تازه همین الان رسیدیم.

2 به‌زور

  • 1. He only just caught the train.
    1 . او به‌زور توانست خودش را به قطار برساند.
  • 2. I can afford it, but only just.
    2 . می‌توانم پولش را بدهم، اما به‌زور.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان