[اسم]

traffic jam

/ˈtræf.ɪkˌdʒæm/
قابل شمارش

1 راه‌بندان

  • 1. They got stuck in a traffic jam.
    1 . آنها در راه‌بندان گیر کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان