[جمله]

worth one's salt

/wɜrθ wʌnz sɔlt/

1 مستحق حقوق دریافتی بودن

  • 1. He has only been working here for a month, but over and over he has proved that he is worth his salt.
    1 . او تنها یک ماه است که اینجا کار می کند اما بار ها و بار ها ثابت کرده است که مستحق دریافت حقوقش است.
توضیح درباره اصطلاح worth one's salt
در روم باستان، قوت غالب مردم نمک بود و برای همین واژه ای که برای حقوق استفاده می کردند (salarium) معنای نمک می داد. امروزه هم وقتی می گویند "ارزش نمک را دارد" معنایش این است که ارزش پولی که به فرد می دهیم را دارد و کارگر خوبی است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان