خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مجرم
[اسم]
مُجْرِم
قابل شمارش
مذکر
[جمع: مُجْرَمُون]
1
مجرم
بزهکار، جانی
1.تَمَّ القَبْضُ عَلَى المُجْرِمِين.
بزهکاران دستگیر شدند.
کلمات نزدیک
لص
مهندس
معلق
مذيع
مدلك
راقص
صحافي
مؤلف
مراقب الحركة الجوية
مخرج
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان