خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بازبینی
[اسم]
die Überprüfung
/yːbɐˈpʀyːfʊŋ/
قابل شمارش
مونث
[جمع: überprüfungen]
[ملکی: überprüfung]
1
بازبینی
کنترل
1.Die Überprüfungen ergaben, dass der Betrieb korrekt gearbeitet hat.
1. بازبینیها به این نتیجه رسید که کارخانه بدون اشتباه کار کردهاست.
تصاویر
کلمات نزدیک
überprüfen
überproduktion
übernächtigt
übernehmen
übernatürlich
überqueren
überqueren sie die straße.
überragen
überragend
überraschen
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان