خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . وظیفه کاری
[اسم]
die Arbeitspflicht
قابل شمارش
مونث
1
وظیفه کاری
تصاویر
کلمات نزدیک
arbeitsordnung
arbeitsnorm
arbeitsmütze
arbeitsmedizin
arbeitsmaterial
arbeitsphase
arbeitsplatzcomputer
arbeitsplatzwechsel
arbeitsprogramm
arbeitsprozess
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان