خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . (قفل) باز کردن
[فعل]
aufschließen
/ˈaʊ̯fˌʃliːsn̩/
فعل بی قاعده
فعل گذرا
[گذشته: schloss auf]
[گذشته: schloss auf]
[گذشته کامل: aufgeschlossen]
[فعل کمکی: haben ]
صرف فعل
1
(قفل) باز کردن
مترادف و متضاد
abschließen
1.sie hat mir das Zimmer aufgeschlossen.
1. او برایم (قفل) اتاق را باز کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک
aufschlagen
aufschlag
aufschieben
aufsaugen
aufsatz
aufschluss
aufschneiden
aufschneider
aufschnitt
aufschnüren
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان