خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مدرس
[اسم]
der Kursleiter
/ˈkʊʁsˌlaɪ̯tɐ/
قابل شمارش
مذکر
[جمع: Kursleiter]
[ملکی: Kursleiters]
[مونث: Kursleiterin]
1
مدرس
1.Der Kursleiter forderte alle Teilnehmer auf, die Teilnehmerliste zu unterschreiben.
1. مدرس از تمامی شرکتکنندگان درخواست کرد که فهرست حضور را امضا کنند.
2.Die Kursleiterin ist mit unserer Kursgruppe manchmal in den Computerraum gegangen.
2. مدرس گاهی با کلاس ما به اتاق کامپیوتر میرفت.
تصاویر
کلمات نزدیک
kursiv
kursieren
kursbuch
kursbeginn
kursausflug
kursliste
kursort
kursraum
kursstatistik
kursteilnehmer
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان