1 . نگاه کردن
[فعل]

anschauen

/ˈanʃaʊ̯ən/
فعل گذرا
[گذشته: schaute an] [گذشته: schaute an] [گذشته کامل: angeschaut] [فعل کمکی: haben ]

1 نگاه کردن مشاهده کردن، تماشا کردن

مترادف و متضاد ansehen betrachten
  • 1.Ich schaute meine Notizen für den Test an.
    1. من یادداشت‌هایم را برای آزمون نگاه می‌کنم.
  • 2.Nimm dir Zeit und schau in Ruhe die Bilder an!
    2. وقت بگذار و در آرامش تابلوها را نگاه کن.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان