1 . محافظت کردن
[فعل]

beschützen

/bəˈʃʏʦən/
فعل بی قاعده فعل گذرا
[گذشته: beschützte] [گذشته: beschützte] [گذشته کامل: beschützt] [فعل کمکی: haben ]

1 محافظت کردن حمایت کردن

  • 1.Die Polizei musste den Politiker vor den Demonstranten beschützen.
    1. پلیس بایستی از سیاست‌مدار در مقابل تظاهرات کنندگان محافظت می‌کرد.
  • 2.Ich werde immer versuchen, meine Familie und Freunde zu beschützen.
    2. من همیشه برای محافظت‌کردن از خانواده و دوستانم تلاش خواهم کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان