1 . انکار کردن 2 . پرداختن 3 . اجرا کردن
[فعل]

bestreiten

/bəˈʃtʀaɪ̯tn̩/
فعل گذرا
[گذشته: bestritt] [گذشته: bestritt] [گذشته کامل: bestritten] [فعل کمکی: haben ]

1 انکار کردن طفره رفتن

  • 1.Maria bestritt, den Mann zu kennen.
    1. "ماریا" از شناختن مرد طفره رفت.
  • 2.Sie bestreitet, dass sie die Schreibmaschine kaputt gemacht hat.
    2. او انکار کرد که ماشین تحریر را خراب کرده‌است.

2 پرداختن

  • 1.die Kosten bestreiten
    1. هزینه‌ها را پرداختن
  • 2.Er bestreitet den Unterhalt für seine Familie allein.
    2. او خرجی خانواده‌اش را به تنهایی می‌پردازد.

3 اجرا کردن برگزار کردن

  • 1.Der größte Teil der Veranstaltung wurde von den Jugendlichen bestritten.
    1. بخش اصلی رویداد توسط جوانان اجرا شد.
  • 2.einen Wettkampf bestreiten
    2. مسابقه‌ای را برگزار کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان