1 . بی‌پروا
[صفت]

hemmungslos

/ˈhɛmʊŋsˌloːs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: hemmungsloser] [حالت عالی: hemmungslosesten]

1 بی‌پروا بی‌ملاحظه، کنترل‌نشده

مترادف و متضاد ungehemmt zügellos
  • 1.Die Polizei muss hemmungslose Gewalt verhindern.
    1. پلیس باید از خشونت کنترل‌نشده جلوگیری کند.
  • 2.Er ist ein hemmungsloser Mensch.
    2. او یک انسان بی‌پروا است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان