1 . وضعیت 2 . ترکیب صورت فلکی
[اسم]

die Konstellation

/ˌkɔnstɛlaˈt͡si̯oːn/
قابل شمارش مونث
[جمع: Konstellationen] [ملکی: Konstellation]

1 وضعیت موقعیت، جایگاه

مترادف و متضاد Lage Situation Stand
  • 1.Der letztliche Erfolg der Kooperation ist das Ergebnis einer politischen Konstellation.
    1. موفقیت آخر مشارکت، نتیجه یک موقعیت سیاسی است.
  • 2.In dieser Konstellation waren seine Pläne zum Scheitern verurteilt.
    2. برنامه‌هایش در این جایگاه شکست‌خورده قضاوت می‌شوند.

2 ترکیب صورت فلکی ترکیب

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان