1 . نمودار خطی
[اسم]

das Liniendiagramm

/ˈliːni̯əndiaˌɡʀam/
قابل شمارش خنثی
[جمع: liniendiagramme] [ملکی: liniendiagramm(e)s]

1 نمودار خطی

  • 1.Die Analytikerin stellte die Daten als Liniendiagramm dar.
    1. تحلیل‌گر داده‌ها را با یک نمودار خطی نمایش داد.
  • 2.Die monatliche Kostenentwicklung ist in einem Liniendiagramm dargestellt.
    2. رشد هزینه‌های ماهیانه در یک نمودار خطی ارائه شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان