1 . مقصد سفر
[اسم]

das Reiseziel

/ˈʀaɪ̯zəˌʦiːl/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Reiseziele] [ملکی: Reiseziel(e)s]

1 مقصد سفر

  • 1.Island ist ein beliebtes Reiseziel geworden
    1. "ایسلند" یک مقصد سفر محبوب شده‌است.
  • 2.Nach sechs Stunden hatten sie ihr Reiseziel erreicht.
    2. بعد از شش ساعت، آن‌ها به مقصد سفر خود رسیدند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان