1 . مذاکره 2 . دادرسی
[اسم]

die Verhandlung

/fɛɐ̯ˈhandlʊŋ/
قابل شمارش مونث
[جمع: Verhandlungen] [ملکی: Verhandlung]

1 مذاکره

  • 1.Die Verhandlungen sind bis jetzt ohne Ergebnis geblieben.
    1. مذاکرات تا به حالا بدون نتیجه مانده اند.

2 دادرسی محاکمه

  • 1.Die Verhandlung wurde unterbrochen.
    1. دادرسی به وقفه افتاد.
  • 2.Nach der Verhandlung legte der Anwalt Berufung ein.
    2. وکیل بعد از محاکمه درخواست تجدید نظر داد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان