1 . پس دادن 2 . بیان‌کردن 3 . بازتولید کردن
[فعل]

wiedergeben

/ˈviːdɐˌɡeːbm̩/
فعل بی قاعده فعل گذرا
[گذشته: gab wieder] [گذشته: gab wieder] [گذشته کامل: wiedergegeben] [فعل کمکی: haben ]

1 پس دادن برگرداندن

مترادف و متضاد zurückgeben zurückreichen
  • 1.Du sollst ihm sein Messer wiedergeben.
    1. تو باید به او چاقویش را پس بدهی.
  • 2.Gib ihm das Buch sofort wieder!
    2. فوراً کتاب را به او برگردان!

2 بیان‌کردن اطلاع‌دادن، توصیف‌کردن

  • 1.einen Vorgang falsch wiedergeben
    1. فرآیندی را به اشتباه توصیف‌کردن
  • 2.Er gab den Inhalt des Vortrags sinngemäß wieder.
    2. او محتوای سخنرانی را به طور تقریبی بیان کرد.

3 بازتولید کردن دوباره ایجاد کردن

  • 1.Der Student konnte die Inhalte der Vorlesung wiedergeben.
    1. دانشجو می‌توانست محتوای سخنرانی را بازتولید کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان