1 . بسته بودن
[فعل]

zu sein

/tsˈuː zaɪn/
فعل بی قاعده ضعیف فعل ناگذر
[گذشته: zu war] [گذشته: zu war] [گذشته کامل: zu gewesen] [فعل کمکی: sein ]

1 بسته بودن

  • 1.Am Sonntag sind die die meisten Läden zu.
    1. یک‌شنبه بیشتر مغازه‌ها بسته هستند.
  • 2.Das Fenster war nicht zu.
    2. پنجره بسته نبود.
  • 3.Die Tür ist zu.
    3. در بسته است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان