1 . بیرون
[قید]

fuera

/fwˈɛɾa/
غیرقابل مقایسه

1 بیرون

  • 1.Es mejor que esperemos fuera de la cocina hasta que la cena esté lista.
    1. بهتر است که بیرون از آشپزخانه منتظر بایستیم تا شام آماده شود.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان