1 . تایپ کردن 2 . زدن
[فعل]

taper

/tape/
فعل گذرا
[گذشته کامل: tapé] [حالت وصفی: tapant] [فعل کمکی: avoir ]

1 تایپ کردن وارد کردن

  • 1.J'ai tapé un mot de passe pour m'inscrire au site.
    1. برای ثبت نامم در سایت، رمز عبور را وارد کرده‌ام.
  • 2.La secrétaire tape 30 lettres par jour.
    2. منشی 30 نامه در روز تایپ می‌کند.

2 زدن ضربه زدن، مشت زدن، کوبیدن

  • 1.Elle tape le paillasson contre le mur.
    1. او پادری را به دیوار می‌کوبد.
  • 2.Il tape son frère sur la tête.
    2. او روی سر برادرش (ضربه) زد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان