[اسم]

le maître

/mɛtʀ/
قابل شمارش مذکر
[جمع: maîtres] [مونث: maîresse]

1 استاد رئیس، صاحب، ارباب، مربی

  • 1.Ce chien a perdu son maître.
    1. این سگ صاحبش را گم کرده است.
  • 2.Il est habitué à parler comme les maîtres .
    2. او عادت کرده است مثل اربابان حرف بزند.
  • 3.Le maître a puni Marie.
    3. استاد "ماری" را تنبیه کرد.
  • 4.Le maître nageur
    4. مربی شنا
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان