1 . آرام
[صفت]

serein

/səʀɛ̃/
قابل مقایسه

1 آرام آسوده

  • 1.Elle avait un visage serein.
    1. او چهره‌ی آرامی داشت.
  • 2.Il était serein devant la mort.
    2. او در مقابل مرگ آرام بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان