Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
ء
ة
أ
إ
1 . نجاتغریق
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
مُنْقِذ
قابل شمارش
مذکر
[جمع: مُنْقِذُون]
1
نجاتغریق
نجاتدهنده، ناجی
1.أَرَدْتُ أَنْ أَشْكُرَ مُنْقِذِي وَلَكِنْ مَا وَجَدْتُهُ.
میخواستم از ناجیام تشکر کنم، اما او را پیدا نکردم.
2.زَوجِي مُنْقِذٌ وَ أَنَا أُحِبُّ عَمَلَهُ.
همسر من نجاتغریق است و من شغل او را دوست دارم.
کلمات نزدیک
منسق الموسيقى
عارض
مصمم
فنان
مطرب
أخصائي العلاج الطبيعي
مدلك
مذيع
معلق
مهندس
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان