[صفت]

automatisch

/autoˈmaːtɪʃ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: automatischer] [حالت عالی: automatischsten]

1 خودکار اتوماتیک

  • 1. Das Licht geht automatisch an.
    1 . چراغ به صورت خودکار روشن می‌شود.
  • 2. Das Zeugnis bekommen Sie automatisch zugeschickt.
    2 . مدرک به صورت خودکار برای شما ارسال می‌شود.
  • 3. Die Tür schließt automatisch.
    3 . در به صورت خودکار بسته می‌شود.
  • 4. Du musst nichts machen. Das geht automatisch.
    4 . تو نباید هیچ کاری بکنی، این خودکار انجام می‌شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان