[اسم]

das Bad

/baːt/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Bäder] [ملکی: Bad(e)s]

1 حمام

مترادف و متضاد Badezimmer
  • 1. Das Bad ist rechts, neben der Küche.
    1 . حمام سمت راست است، نزدیک آشپزخانه.
  • 2. Ich möchte ein Zimmer mit Bad.
    2 . من یک اتاق با حمام می‌خواهم.
  • 3. Nach einem warmen Bad fühlt man sich gleich viel besser.
    3 . بعد از یک حمام گرم آدم حس خیلی بهتری پیدا می‌کند.
  • 4. Wir haben kein großes Bad.
    4 . ما حمام بزرگی نداریم.
کاربرد واژه Bad به معنای حمام
واژه "Bad" معنایی مشابه (حمام) در فارسی دارد. در آلمانی از Bad بیشتر برای اشاره به اتاقی که در آن حمام می‌کنیم استفاده می‌شود. مثلا:
"Wir haben kein großes Bad" (ما حمام بزرگی نداریم.)
در این مثال به بزرگ نبودن اتاق حمام اشاره شده است.
البته Bad گاهی به فرآیند حمام کردن یا عمل شستن هم اشاره می‌کند. مثلا:
"Nach einem warmen Bad fühlt man sich gleich viel besser" (بعد از یک حمام گرم آدم حس خیلی بهتری پیدا می‌کند.)
در اینجا منظور از Bad اتاق حمام نیست بلکه عمل حمام کردن است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان