[ضمیر]

ich

/ɪç/

1 من [ضمیر شخصی اول شخص مفرد]

  • 1. -Wer kann antworten? -Ich
    1 . -چه کسی جواب می‌دهد؟ -من
  • 2. Du und ich lieben immer einander.
    2 . من و تو همیشه یکدیگر را دوست داریم.
  • 3. Ich bin müde.
    3 . من خسته هستم.
  • 4. Ich heiße Veronika.
    4 . اسم من "ورنیکا" است. [من "ورونیکا" هستم.]
  • 5. Ich lerne Deutsch.
    5 . من زبان آلمانی می‌آموزم.
توضیحاتی در رابطه با این ضمیر
ضمیر "ich" به معنای (من) می‌تواند جایگزین گروه اسمی‌ای شود که به خود اشاره می‌کند. باید توجه داشت که این ضمیر در زبان آلمانی با توجه به نقش گرامری خود تغییر شکل می‌دهد:
".Er kam statt meiner" (او به جای من آمد.): در اینجا در حالت ملکی (Genetiv) از ضمیر من استفاده شده‌است.
"!schreib mir" (برایم بنویس!): در اینجا در حالت مفعولی غیر مستقیم (Dativ) از ضمیر من استفاده شده‌است.
".Er hat mich nicht gesehen" (او من را ندید.): در اینجا در حالت مفعولی مستقیم (Akkusativ) از ضمیر من استفاده شده‌است.
[اسم]

das Ich

/ɪç/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Ich(s)] [ملکی: Ich(s)]

2 خود شخص

مترادف و متضاد Person
  • 1. das eigene Ich erkennen
    1 . شخص خود را شناختن
  • 2. sein besseres Ich
    2 . خود بهتر او
توضیحاتی درباره این واژه
به شخصیت که فرد به آن آگاهی دارد و آن را از محیط خود جدا می‌کند در زبان آلمانی "Ich" گفته می‌شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان