[صفت]

kurz

/kʊʁʦ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: kürzer] [حالت عالی: kürzesten]

1 کوتاه مختصر

ein kurzer Mantel/Zug ...
یک مانتو/قطار (با واگن‌های کم)/... کوتاه
eine kurze Straße/Telefonnummer/Haare/...
یک خیابان/شماره تلفن/موهای/... کوتاه
  • Ricardo hat kurze Haare.
    "ریکاردو" موهای کوتاهی دارد.
kurze Pause machen
استراحت کوتاه کردن
  • Wir haben eine kurze Pause gemacht.
    ما یک استراحت کوتاه کردیم.
etwas (Akk.) kürzer machen
چیزی را کوتاه کردن
  • Ich habe das Kleid kürzer machen lassen.
    من لباس را کوتاه تر کردم. [لباس را دادم کوتاهتر کنند.]

2 کمی

kurz vor/nach ...
کمی قبل/بعد ...
  • Kurz vor 8 Uhr hat das Telefon geklingelt.
    کمی قبل از (ساعت) 8 تلفن زنگ زد.
kurz vor/nach jemandem
کمی قبل/بعد از کسی
  • Mein Mann ist kurz nach mir gekommen.
    شوهر من کمی بعد از من آمد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان