[صفت]

molekular

/molekuˈlaːɐ̯/
غیرقابل مقایسه

1 ملکولی

  • 1.Es wurde erstmalig eine systematische und molekular Simulationsplattform etabliert.
    1. برای اولین‌بار یک پلت‌فرم شبیه‌ساز روش‌مند و ملکولی بنا نهاده شد.
  • 2.Unsere Ärzte haben 45 Jahren Arbeitserfahrung in der molekular Biologie und in der medizinischen Genetik.
    2. پزشکان ما تجربه کاری 25 ساله در زیست‌شناسی ملکولی و و ژنتیک پزشکی دارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان