خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کمک کردن
[فعل]
aushelfen
/ˈaʊ̯sˌhɛlfn̩/
فعل بی قاعده
فعل ناگذر
[گذشته: half aus]
[گذشته: half aus]
[گذشته کامل: ausgeholfen]
[فعل کمکی: haben ]
صرف فعل
1
کمک کردن
یاری رساندن
1.Ich brauche jemanden, der im Geschäft aushilft.
1. من به کسی نیاز دارم که در مغازه کمک کند.
2.Ich musste gestern im Restaurant meiner Eltern aushelfen.
2. من باید دیروز در رستوران به والدینم کمک میکردم.
تصاویر
کلمات نزدیک
ausheben
aushang
aushandeln
aushalten
ausguss
aushilfe
aushilfsjob
aushändigen
auskennen
ausklang
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان