خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پایین
[قید]
unten
/ˈʊntn̩/
غیرقابل مقایسه
1
پایین
(طبقه) پایین
1.Er wohnt ganz unten im Haus.
1. او طبقه پایین خانه زندگی میکند.
2.Sie ist mal kurz nach unten gegangen.
2. او یک لحظه طبقه پایین رفتهاست.
3.Wir wohnen im 3. Stock, meine Eltern unten im 1. Stock.
3. ما در طبقه سوم زندگی میکنیم، والدینم پایین (ما) در طبقه اول (زندگی میکنند).
تصاویر
کلمات نزدیک
untauglich
untat
unsympathisch
unstreitig
unsterblichkeit
untengenannt
unter
unter aller kanone sein
unter anderem
unter die haube kommen
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان