Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . ویدئو
2 . دستگاه ویدئو
[اسم]
das Video
/ˈviːdeoˑ/
قابل شمارش
خنثی
[جمع: Videos]
[ملکی: Videos]
1
ویدئو
فیلم
1.Heute sehen wir das Video.
1. امروز ما این ویدئو را میبینیم.
2.Lass uns ein Video vom Fest machen!
2. بیاید از جشن فیلم بگیریم!
2
دستگاه ویدئو
1.Ich habe den Film auf Video aufgenommen.
1. من فیلم را در دستگاه ویدئو ضبط کردم.
2.Kaufst du ein neues Video?
2. دستگاه ویدئو جدید میخری؟
تصاویر
کلمات نزدیک
vibrieren
viadukt
via
vhs
vetter
videothek
vieh
viehzucht
viel
viel erfolg
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان