1 . توپ
[اسم]

der Ball

/bal/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Bälle] [ملکی: Ball(e)s]

1 توپ

  • 1.Der Ball ist zu weich. Damit kann man nicht spielen.
    1. این توپ بیش از حد نرم است [باد ندارد]، با این نمی‌توان بازی کرد.
  • 2.Ich spiele gern mit meinen Kindern Ball.
    2. من دوست دارم با بچه‌هایم توپ‌بازی کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان