1 . کار
[اسم]

der Beruf

/bəˈʁuːf/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Berufe] [ملکی: Beruf(e)s]

1 کار شغل، حرفه

مترادف و متضاد Arbeit Gewerbe Handwerk Job
einen Beruf ergreifen/ausüben/...
به شغلی چیره شدن/اشتغال داشتن/...
  • Ich bin Astronaut geworden, weil ich den Beruf ausüben wollte.
    من فضانورد شده‌ام، چون می‌خواستم به این شغل اشتغال داشته باشم.
einem Beruf nachgehen
به شغلی پرداختن
  • Ich habe keine Zeit, diesem Beruf nachzugehen.
    من وقتی برای پرداختن به این شغل ندارم.
jemand Arzt/Lehrer/... von Beruf sein
شغل کسی پزشک/معلم/... بودن
  • 1. Ich bin Bergmann von Beruf.
    1. من معدنچی هستم.
  • 2. Was ist Ihr Beruf?
    2. شغل شما چیست؟
کاربرد واژه Beruf به‌معنای شغل
واژه Beruf در آلمانی معنای نزدیکی با "شغل" یا "کار" در فارسی دارد. از Beruf برای اشاره به فعالیتی (معمولاً منظم) استفاده می‌شود که در مقابل آن پول دریافت می‌کنیم.
در آلمانی استفاده از واژه Beruf در قالب "von Beruf ..." بسیار پرکاربرد است (در فارسی ما معمولاً از این قالب استفاده نمی‌کنیم). مثلاً:
".Ich bin Bergmann von Beruf" (من معدنچی هستم/شغل من معدن‌چی بودن است.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان