1 . خون ریزی کردن
[فعل]

bluten

/ˈbluːtən/
فعل ناگذر
[گذشته: blutete] [گذشته: blutete] [گذشته کامل: geblutet] [فعل کمکی: haben ]

1 خون ریزی کردن خون از دست دادن

مترادف و متضاد gerinnen
  • 1.Du blutest ja!
    1. تو در حال خون‌ریزی هستی [تو خون‌ریزی داری]!
  • 2.Ich habe mich verletzt. Meine Hand blutet.
    2. من زخمی شده‌ام. دستم دارد خونریزی می‌کند.
کاربرد واژه bluten به معنای خون‌ریزی کردن
واژه bluten به حالتی اشاره می‌کند که بر اثر آسیب به پوست خون از بدن خارج شود. در زبان فارسی از "خون‌ریزی کردن" معمولاً برای زخم‌های داخلی یا زخم‌های خارجی جدی استفاده می‌شود و برای زخم‌های خارجی سطحی‌تر از زخمی‌شدن استفاده می‌شود. در آلمانی برای هر حالتی که منجر به از دست دادن خون شود از فعل bluten استفاده می‌شود (حتی برای زخم‌های سطحی که منجر به خون‌ریزی شود). شکل‌های مختلف خونریزی هم با همین فعل ساخته می‌شود، مثلاً "Innenbluten" (خون‌ریزی داخلی کردن)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان