1 . لیز خوردن
[فعل]

gleiten

/ˈɡlaɪ̯tn̩/
فعل بی قاعده فعل ناگذر
[گذشته: glitt] [گذشته: glitt] [گذشته کامل: geglitten] [فعل کمکی: sein ]

1 لیز خوردن سریدن، لغزیدن

  • 1.Meine neuen Schlittschuhe gleiten geschmeidig über das Eis
    1. کفش اسکیت‌های جدید من، به نرمی بر روی یخ سر می‌خورند.
  • 2.Sie gleiten mir einfach immer aus den Händen.
    2. آن‌ها همیشه به راحتی از دست من لیز می‌خورند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان