1 . چاله کندن 2 . نهر
[فعل]

graben

/ˈɡʁaːbən/
فعل بی قاعده فعل گذرا
[گذشته: grub] [گذشته: grub] [گذشته کامل: gegraben] [فعل کمکی: haben ]

1 چاله کندن حفر کردن

  • 1.Er ist im Garten und gräbt Löcher für die neuen Bäume.
    1. او در باغچه است و برای درخت‌های جدید چاله می کند.
[اسم]

der Graben

/ˈɡʁaːbən/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Gräben] [ملکی: Grabens]

2 نهر جوی

  • 1.Im Sommer ist dieser Graben trocken.
    1. این نهر در تابستان خشک است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان