1 . منشأ 2 . اصل‌ونسب
[اسم]

die Herkunft

/ˈheːɐ̯kʊnft/
قابل شمارش مونث
[جمع: Herkünfte] [ملکی: Herkunft]

1 منشأ اصل

مترادف و متضاد Quelle Ursprung
  • 1.Die Herkunft dieser Äpfel ist nirgends verzeichnet.
    1. منشأ این سیب‌ها هیچ‌کجا ثبت نشده‌است.
  • 2.Über die Herkunft dieses Briefes haben wir keine Information.
    2. ما درمورد منشأ این نامه هیچ اطلاعاتی نداریم.

2 اصل‌ونسب تبار، اصلیت

مترادف و متضاد Abstammung
  • 1.Sie kann ihre einfache Herkunft nicht verleugnen.
    1. او نمی‌تواند منکر اصل‌ونسب خود شود.
  • 2.Viele Leute fragen mich nach meiner Herkunft.
    2. خیلی از مردم در مورد اصل‌ونسب من سوال می‌کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان